دوراهی های سرنوشت ساز...
جمعه 27 مرداد ماه سال 1385
منزل خدا ...

 

دو، چهار، چهار، سه، چهار منزل خداست

الو سلام این منم مزاحمی که آشناست

هزار صفحه این شماره در دلم گرفته است

ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست

شما که گفته‌اید پاسخ سلام واجب است

به ما که می‌رسد حساب بنده‌هایتان جداست

الو دوباره قطع و وصل، یک مزاحم سمج

همان مزاحم همیشه‌ای اسیر لحظه‌هاست

و آمدم ببین دوباره درد و دل کنم

برای تو، برای تو که تمام لحظه‌ها رهاست

دل مرا سبوی خود بخوان که تا سبک شوم

شنیده‌ام که گریه بر تما دردها دواست

خدا مرا ببخش باز هم مزاحمت شدم

پناهگاه این دل شکسته خانه‌ی شماست

دوباره زنگ می‌زنم برای انتظار

دوباره زنگ می‌زنم، دوباره تا خدا، خداست

 

 


سه شنبه 24 مرداد ماه سال 1385
با سلام:

خیلی خوشحالم که تونستم وبلاگ بسازم و به جمع شما دوستان بپیوندم

امیدوارم بتونم پشتکار فراوانی از خودم نشون بدم واسه همین یه جوک میگم

یه با یه نفر سر دورا هی گیر میکنه خشتکش پاره میشه  

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
مرداد 1385
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 461